ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
724
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
زندان فرستاد . طنبغا الحلبى و دمرداش اليوسفى از طرابلس برسيدند . منطاش آنان را از طرابلس فراخوانده بود ولى پيش از رسيدن ايشان خود گريخته بود . نيز خبر گريختن منطاش به تمار [ 1 ] تمر رسيد او حلب را در محاصره داشت و مردم بانقوسا به او تعصب مىورزيدند او نيز از حلب در حركت آمد و به منطاش پيوست . كمشبغا به سوى قلعه حلب راند و پس از آنكه پل را اصلاح كرد با اهالى بانقوسا و پيروان منطاش كه همراه ايشان بودند نبرد در پيوست و پس از سه روز آنان را تار و مار كرد . كمشبغا از ايشان بيش از هشتصد تن را كشت و بانقوسا را ويران نمود . بانقوسا همچنان خرابه بماند ولى قلعه را تعمير كرد و مستحكم نمود و از آذوقه بينباشت . چوپانى لشكر به طرابلس فرستاد و آنجا را از قشتمر الاشرفى نايب منطاش بىهيچ قتالى بستد . همچنين حماة و حمص را . سپس چوپانى نايب دمشق و كفيل همهء ممالك شام را نزد نعير بن حيار امير عرب فرستاد كه منطاش را تسليم كند و او را از احياء خود بيرون راند . نعير امتناع كرد و عذر آورد . چوپانى لشكر خود از دمشق بيرون برد . الناصرى و ديگر امرا نيز با او بودند . چون به حمص رسيد در آنجا درنگ كرد و كس نزد نعير فرستاد . نعير عذر آورد و در انكار خويش پاى فشرد و منطاش را در پناه خود گرفت . در خلال اين احوال ايتمش از دمشق كس فرستاد كه جماعتى از ياران بندمر و جنتمر آهنگ شورش دارند . الناصرى به دمشق بازگرديد . آنان را قلع و قمع نمود و به لشكرگاه خود در سلميه بازگشت . نعير را همچنان سرى پر باد بود . رسولان آمد و شد مىكردند ولى نتيجهاى حاصل نمىشد عاقبت ميان دو فريق نبردى سخت در گرفت . سپاهيان سلطان بر منطاش و عرب حمله كردند و ايشان را منهزم نمودند و تا به ميان خيمههايشان عقب راندند . دمرداش ، منطاش را تعقيب كرد تا از حى نيز بگذشت . در اين حال اعرابى كه در كمين بودند بر لشكر سلطان زدند . سپاهيان را تاب مقاومت نمانده بود . آل على با جماعاتشان از پى ايشان بودند . بناگاه دست به تاراج زدند ، هر چه يافتند غارت كرده بگريختند . چوپانى از مماليك خود جدا افتاد و اسير عرب شد . او را نزد نعير بردند . نعير به قتلش آورد . الناصرى به دمشق بازگشت . جمعى از امرا اسير شده بودند . از آن ميان آقبغا الجوهرى و مأمور [ 2 ] المعلم با شمارى ديگر به قتل رسيدند . عرب خيمهها و بنهء ايشان غارت كرد . الناصرى به دمشق درآمد . يك روز در آنجا بياسود و روز ديگر بامداد بر احياء آل على حمله كرد و همه را درهمنورديد و جماعتى كثير از ايشان بكشت و انتقام اعمال ايشان را در آن واقعه بستد .
--> [ ( 1 ) ] ايماز . [ ( 2 ) ] متن : مأمون .